بایگانی ماهیانه: آذر ۱۳۹۰

مکتب حسین

بی شک بهشت روضه ی ما فرق می کند
ارباب بی کفن به خدا فرق می کند

ما گریه را برای حسین وقف کرده ایم
گریه برای خون خدا فرق می کند

این امتیاز ویژه ی این صحن و بارگاست
آری به زیر قبه دعا فرق می کند

گر چه که کعبه مرکز لطف است، پیش ما
بی شک زمین کرببلا فرق می کند

این ادعاست اگر، پاسخم دهید
پس تربت حسین چرا فرق می کند؟

دارالشفای ما به خدا هست تربتش
اینجا مریض و درد و شفا فرق می کند

حتی کتیبه های پر از شعر محتشم
دور و بر حسینیه ها فرق می کند

اعجاز می کند به خدا ذکر یاحسین
آری مسیح مجلس ما فرق می کند

هر گز نمیرد آنکه حسینیست قلب او
در مکتب حسین بقا فرق می کند

التماس دعا

انگیزه ی دعا

انگیزه های ذکر و دعا فرق می کند
مضطر شویم، سوز صدا فرق می کند

ای کاش در فراق تو می سوختم مدام
آخر ز سوز سینه دعا فرق می کند

ما از سر نیاز دعایت نکرده ایم
آری دعا به حال بکا فرق می کند

یعقوب گشته ایم همه، پیر یا جوان
باور کنید هجر شما فرق می کند

وقتی دعا برای یوسف زهراست خود به خود
حال دعای ما به خدا فرق میکند

اصلا قیاس نیست بین شما با عزیز مصر
با صد دلیل یوسف ما فرق می کند

سوز و گداز روضه ی ناحیه ی شما
یابن الحسن بگو که چرا فرق می کند؟

با خواندن مصیبت شیب الخضیب هم
حال و هوای روضه ی ما فرق می کند

کعبه ی مقصود

کعبه ی مقصود دل را شهر مشهد یافتم
جلوه ی زیبایی از اوصاف سرمد یافتم

عطر جانبخش مدینه جلوه ی پاک بقیع
در حریم بضعه ی جان محمد یافتم

تا به دربار کریمی چون تو راهم باز شد
عرض حاجت را به پیش دیگران بد یافتم

از تبار فاطمه در کوچه های شهر طوس
آستانی در تلالؤ چون زبر جد یافتم

بهر تسکین دلم از غصه و اندوه و غم
ره به دربار گلی از باغ احمد یافتم

شهرت جود و عطای صاحب این بقعه را
در میان آسمانی ها، زبان زد یافتم

طوف این زیبا حرم را بهر درمان دلم
از دم عیسی ابن مریم هم سرآمد یافتم

تا که دیدم پنجره فولادیت را در حرم
بهر دستاویز دل جایی مجدد یافتم

تا که سر سودم بر این فرش آستان، از لطف او
عزت پاینده و اقبال بی حد یافتم

بهترین آستان

هر کس به پای ماه عزای تو پانشد
بی شک برای یاری زهرا جدا نشد

شکر خدا که روزی هر صبح و شام ما
جز از طریق سفره ات آقا ادا نشد

شکر خدا نسیب دلم کربلا شده
شکر خدا که داغت از این دل جدا نشد

شکر خدا که چشم پر از اشک و سوز من
غیر از شما بهر کسی پر بکا نشد

خوشبخت، نوکری که دم جان سپردنش
چشمش به غیر روی شما هیچ وا نشد

از ذکر شیعتی و محبیش خوانده ام
غیر از نجات شیعه اش آقا رضا نشد

عمری اگر که نوحه کنم مثل نوح هم
حق لب ترک ترکت هم ادا نشد

جایی برای گریه و عرض نیاز ما
بهتر ز استان خوش کربلا نشد

بسیار گریه کرده ام اما هنوز هم
از غصه های این دل من عقده وا نشد

بی شک قبول،ذبح عظیم خداتویی
اماذبیح، تشنه شهید از قفا نشد

از داغ شیر خاره ی حنجر دریده ات
ماتم چرا قیامت کبری به پا نشد

پای هزار زخم تنت عصر واقعه
درحیرتم که زینبت آقا فدا نشد

زیباترین حرم


عالم دخیل یک کرم توست یا حسین
زیباترین حرم، حرم توست یا حسین

ارباب عالمی و به ما هر چه میرسد
از لطف وجود دم به دم توست یا حسین

ممنون کردگار خودم چون که از ازل
چشمم اسیر اشک غم توست یا حسین

مفتاح کار بسته من نزد کردگار
ذکر مصایب و قسم توست یا حسین

جان میدهم اگر که بدانم مزار من
در صحن یا که حرم توست یا حسین

امروز من به جان غم عشقت خریده ام
فردا دگر قلم قلم توست یا حسین

هر نوکری لحظه ی مردن خدا گواست
در انتظار یک قدم توست یا حسین

هر بیرق سیاه مزین به نام تو
پیغام مکتب و علم توست یا حسین

این روضه ها و گریه و سوز درون ما
رزقی ز خوان پر نعم توست یا حسین

این ماندگار ماندن دین و بقای آن
از انقلاب بی عدم توست یا حسین

فطرس اگر چه بال ز الطافتان گرفت
این ذکری از عطای کم توست یا حسین
التماس دعا

وارث غدیر


ای وارث غدیر چه سخت است انتظار
ای وارث غدیر بیا مرد اقتدار

ای وارث غدیر بیا جان فاطمه
در انتظار دست تو مانده است ذوالفقار

ای وارث غدیر بیا چون که گفته اند
با اولین حضور تو عالم شود بهار

ای وارث غدیر بیا زود تر بیا
ای دلخوشی عالم و آدم ز انتظار

ای وارث غدیر چه کردند با علی
افسوس گشته خانه نشین وجه کردگار

بر دستهای حبل متین ریسمان زدند
این است اوج صبر علی شیر کارزار

بیست و سه سال خون جگر خورد و خون گریست
تا دین حق شود ابدالدهر استوار

آری قسم به ذات خدا همچو بوتراب
مظلوم تر ندیده دو چشمان روزگار

آقا بیا که شیعه در این روزگار سخت
تنها به عشق دیدن تو مانده پایدار

آقا بیا حدیث مفصل خودت بخوان
از اشک های نیمه شب و حال احتضار

عید غدیر با فرجت ناب می شود
آن روز تازه شیعه شدن باب می شود

التماس دعا