بایگانی ماهیانه: مرداد ۱۳۹۱

سفره ی حیدر


بسم رب المهدی

باز ماه رحمت رحمن رسید
وقت مهمان داری یزدان رسید

بار دیگر دعوتی دیگر شدیم
میهمان سفره ی حیدر شدیم

ماه الله و ولی پر از علیست
جلوه ی مولا در این مه منجلیست

باید این مه با نوای ربنا
از علی گوییم از شیر خدا

یا علی چشم من و لطف شما
تا نگردم از شما آنی جدا

در هوای خود هوایی کن مرا
حضرت حیدر خدایی کن مرا

ذکر زیبای علی ذکر خداست
یاعلی گفتن همیشه باصفاست

مانده ام با وصف اوصاف شما
نور یزدانی کجاو من کجا

شوییم اول این دهان را با گلاب
بعد از آن گویم ز مدح بو تراب

با علی احساس غیرت میکنیم
شهر را یک باره هیت میکنیم

با علی آری مسلمانیم ما
پیرو آیین قرآنیم ما

من ز عشقت تا ابد دم میزنم
بر در این خانه محکم میزنم

یا علی مظلوم تاریخی شما
بانگی و فریاد آما بی صدا

گر صبوری گفته اند صبر شماست
پیش صبرت صبر ایوبی کجاست

کس ندیده صبر از کف داده ای
العجل مولا چه فوق العاده ای

داغ ها بعد پیمبر دیده ای
دشمنش را روی منبر دیده ای

جای پرهای لطیف جبرییل
آتشی افروختند اصحاب فیل

کینه هاشان آتشی در خانه شد
انتقام اما چه بی رحمانه شد

پشت در زهرای اطهر دیده ای
آتش و پهلوی کوثر دیده ای

بی علی دین لحظه ای سامان نداشت
روزگاری غصه اش پایان نداشت

هر کسی میل خلافت کرده بود
روزگار این گونه عادت کرده بود

بی علی حکم خدا تحریف شد
رسم و راه تازه ای تالیف شد

داغ زهرای جوان دیدی علی
ظلم و جور بی امان دیدی علی

غنچه ی ناز تو پر پر میشود
این همان اجر پیمبر میشود

یارسول الله علی مظلوم بود
استخوان صبر در حلقوم بود

بی صبوری های او آیین نبود
رسم و راه بندگی آیین نبود

بعد تو در چشم خود او خوار داشت
آرزوی لحظه ی دیدار داشت

مسجدش بردندو دستش بسته بود
از دقل کاری امت خسته بود

آن که عالم بود در لطفش دخیل
اوستاداولین جبرییل

عاقبت با خودعه شد خانه نشین
پیشوای مردم اهل یقین

عاقبت مردم به سویش آمدند
تشنگان سوی سبویش آمدند

مردمی در دام شیطانی اسیر
تازه گویا یادشان آمد غدیر