بایگانی دسته: امام حسین (ع)

عرض ارادت

اسیر عشق حسینم اسیر می میرم
به شوق کرب و بلایش حقیر می میرم

اگر که روزی من کرب و بلا شود مولا
میان آن حرم دلپذیر می میرم

اگر کرم کنی و وقت مرگ من آیی
به شوق این کرم بی نظیر می میرم

اگر که ملک جهام را بدست آرم من
بدون مهر و ولایت فقیر می میرم

لباس نوکریت داده اعتبار مرا
اگرچه نوکرم اما امیر می میرم

ز بس که گریه برایت مقدس است آری
میان گریه شبی ناگریز می میرم

میان روضه ی مقتل اگر خدا خواهد
به یاد آن بدن غرق تیر می میرم

برای عرض ارادت به ساحت ارباب
برای حنجر طفل صغیر می میرم

التماس رعا

مکتب حسین

بی شک بهشت روضه ی ما فرق می کند
ارباب بی کفن به خدا فرق می کند

ما گریه را برای حسین وقف کرده ایم
گریه برای خون خدا فرق می کند

این امتیاز ویژه ی این صحن و بارگاست
آری به زیر قبه دعا فرق می کند

گر چه که کعبه مرکز لطف است، پیش ما
بی شک زمین کرببلا فرق می کند

این ادعاست اگر، پاسخم دهید
پس تربت حسین چرا فرق می کند؟

دارالشفای ما به خدا هست تربتش
اینجا مریض و درد و شفا فرق می کند

حتی کتیبه های پر از شعر محتشم
دور و بر حسینیه ها فرق می کند

اعجاز می کند به خدا ذکر یاحسین
آری مسیح مجلس ما فرق می کند

هر گز نمیرد آنکه حسینیست قلب او
در مکتب حسین بقا فرق می کند

التماس دعا

بهترین آستان

هر کس به پای ماه عزای تو پانشد
بی شک برای یاری زهرا جدا نشد

شکر خدا که روزی هر صبح و شام ما
جز از طریق سفره ات آقا ادا نشد

شکر خدا نسیب دلم کربلا شده
شکر خدا که داغت از این دل جدا نشد

شکر خدا که چشم پر از اشک و سوز من
غیر از شما بهر کسی پر بکا نشد

خوشبخت، نوکری که دم جان سپردنش
چشمش به غیر روی شما هیچ وا نشد

از ذکر شیعتی و محبیش خوانده ام
غیر از نجات شیعه اش آقا رضا نشد

عمری اگر که نوحه کنم مثل نوح هم
حق لب ترک ترکت هم ادا نشد

جایی برای گریه و عرض نیاز ما
بهتر ز استان خوش کربلا نشد

بسیار گریه کرده ام اما هنوز هم
از غصه های این دل من عقده وا نشد

بی شک قبول،ذبح عظیم خداتویی
اماذبیح، تشنه شهید از قفا نشد

از داغ شیر خاره ی حنجر دریده ات
ماتم چرا قیامت کبری به پا نشد

پای هزار زخم تنت عصر واقعه
درحیرتم که زینبت آقا فدا نشد

زیباترین حرم


عالم دخیل یک کرم توست یا حسین
زیباترین حرم، حرم توست یا حسین

ارباب عالمی و به ما هر چه میرسد
از لطف وجود دم به دم توست یا حسین

ممنون کردگار خودم چون که از ازل
چشمم اسیر اشک غم توست یا حسین

مفتاح کار بسته من نزد کردگار
ذکر مصایب و قسم توست یا حسین

جان میدهم اگر که بدانم مزار من
در صحن یا که حرم توست یا حسین

امروز من به جان غم عشقت خریده ام
فردا دگر قلم قلم توست یا حسین

هر نوکری لحظه ی مردن خدا گواست
در انتظار یک قدم توست یا حسین

هر بیرق سیاه مزین به نام تو
پیغام مکتب و علم توست یا حسین

این روضه ها و گریه و سوز درون ما
رزقی ز خوان پر نعم توست یا حسین

این ماندگار ماندن دین و بقای آن
از انقلاب بی عدم توست یا حسین

فطرس اگر چه بال ز الطافتان گرفت
این ذکری از عطای کم توست یا حسین
التماس دعا

فلک نجات


دراین زمانه، شکر خدا روضه ها که هست
یعنی بساط مجلس ارباب ما که هست

گر سیل غم به سوی دلم حمله می کند
غم نیست چون بهشت زمین کربلا که هست

از فتنه های دوره ی آخر زمان چه غم
مصباح پرفروغ و چراغ هدی که هست

حتی تمام اهل سما گریه می کنند
چون ذکر روضه خوانی ذات خدا که هست

رزقی اگر که نیست ز زمزم برای ما
در بین روضه گریه ی بی منتها که هست

پشت سر تمامی گریه کنان تو
ذکر دعای حضرت خیرالنسا که هست

فلک نجات امتی و شکر میکنم
بهر غریق خسته در این فلک جا که هست

عمری بدون نام حسین سر نمی کنم
این سایه سار رحمت بی منتها که هست

بیرون مکن مرا ز عزا خانه ات حسین
اینجا برای نوکر آلوده جا که هست